وقتی دلت بگیرد،

دیگر فرقی نمی کند کجا باشی!

دلت می خواهد که فقط بباری...

اماگاهی به بهانه غرور به دنبال جایی هستی که هیچکس نباشد !

زیر باران، قدم زدن در یک خیابان بی انتها

ویا حکایت بالش خیس در پی جاری شدن اشک های شبانه...

و حتی گاهی هم هر چقدر که غرور داشته باشی،

میان حجم نگاه ها که بغضت بگیرد،

سر بر می گردانی، سکوت می کنی

و لمس اشک هایی که نمی خواهی آشکار گردد...

مثل همین حالا !!!



تاريخ : یکشنبه 28 دی 1393 ا 14:24 نويسنده : asmai76 ا ارسال نظر(1)
.: Weblog Themes By violetSkin :.