از امروز تصمیم دارم خود حقیقیمو نشون بدم
می خوام نشون بدم منو دست کم نگیرند
یه چیزی ته دلم میگه می تونم
یه جمله ای هست که بهش ایمان دارم
(برای موفقیت از مرز خستگی گذشت)
امروز از دستای پینه بسته ی
بابام و از چشمای مامانم خجالت کشیدم
نامردم اگر امسال خوش حالشون نکنم
ای خدا کمکم کن من که
دارم طرفت میام تو هم بیا
میدونم که دوسم داری
خب منم دوست دارم ولی گاهی اوقات .....
خدایا قول میدم کمتر نافرمانی کنم
.......
دیگه هیچی
دیشب نشسته بودم یهو بابام صدام زد
و گفت بدو زود بیا منم سریع رفتم
دیدم یه سری پرنده هستن
به اسم مرغ آمین
بابام میگه هر چی از خدا
یخوای اینا میگن آمین و برآورده میشه
بابام گفت بگو خدایا
کنکورمو خوب بدم
اون وقت بود که خجالت کشیدم
از این که بابام بیشتر
از من به فکر کنکورمه
از امشب به بعد عاشقانه
درس می خونم تا باعث سربلندیت بشم بابا
پدرم تو نمونه ای
التماس دعا
الان دارم فیزیک می خونم
بعد از این که تو آزمون شرکت کردم انگیزم بیشتر شده
واسه ی درس خوندن امیدوارم بتونم
مایه ی سربلندی پدر و مادرم باشم
امیدوارم یه روز که مهندس شدم و سر به
این وبلاگ زدم حسرت نخورم و خوش حال باشم
از مو قعیتی که دارم
خدایا همت و امگیزه ی بیشتر بده خدایا
من سر قرارام باهات هستم فقط دستمو بگیر
الهیییییی آمین
امشب
دلم
گرفته
...یعنی چی؟
دلم مگه میگیره؟
آره بعضی وقتا دل آدم طوری میگره
و هوای حوصله آدم طوری ابری میشه که
آفتاب به این گندگیم نمیتونه
روشنش کنه و ابرارو بزنه کنار!
وقتی دل میگیره یه آهنگ غمگین میزاری و
همه قرض و قوله هات
همه بی وفاییا همه بدیا
دونه دونه یادت می افته یه آه
از ته اون دل گرفتت میکشی و
یه نگاه میندازی به گوشیت...
نه خبری نیس از هیشکی و هیچی
چشات و آروم میبندی و بازم فکر میکنی ...
به چی مثل من به گذشتت یا
فردات یا الانی که دلت گرفته؟
بعضی وقتا این دلتنگیم خوبه یاد
چیزایی می افتی که فراموششون کردی
مثه خودت! آره شده یه بار دلتنگ
خودت بشی دلت واسه خودت تنگ بشه
هوای خودتو بکنی یکم خودتو مهربون تر
بکنی و به این دوستات
بیشتر محبت کنی
یا نه حتما باید دلت واسه عشقت تنگ
بشه تا بگی آخ که
چقدر دلم گرفته!!!
کلک داری به اونی که
دوسش داری فک میکنی؟
الان کجاست؟ داره چیکار میکنه؟
دلش گرفته؟
اصلا منو یادشه...
خیلی بده نه یکی و بخوای
اونم از ته قلبت از اون ته
تهش ولی اون انگار نه انگار
دوس داری الان باهاش تو یه جاده خلوت
باشی قدم بزنی و دستشو
محکم بگیری تو دستات
آروم آروم آروم تو گوشش بگی دوسش داری.
خوشبحالت شد نه؟؟؟
یا دوس داری مثه من بشینی
و چشات و بدوزی به پنجره
سرد اتاقت و باریدن برف یا
بارون و نگا کنی...
بدون صدا...
آروم و نرم ...
چشماتو ببندی و بخوابی
از چند روز پیش عملیات رمضان شروع شده ،
نبرد انسان با نفس ،
و مثل آن روزها شعار همیشگی؛ جنگ جنگ تا پیروزی ست ...
و قصد خداوند پیروزی توست در نبردی که برایت آسانش کرده ،
پیروزی بر دشمنی تشنه و گرسنه
پس بر تو باد ظفر ، در جهادی اکبر
رمضان مبارک
منبع یکـ گیله مرد

سلام سلام خوبین ؟؟خوشین؟؟سلامتین؟دماغاچاقه؟ 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه خبرا؟؟چکارا میکنین؟ ناپیدایین؟؟؟
من خوبم، خیلی خیلی خوشم،
در سلامتی کامل به سر میبرم،
دماغمم خیلی چاق شده 
قربون مماغم برم من خخخخخخخخخ

خبر خبره سلامتی و یه خبر خوب دیگه هم دارم ولی نمیگم بهتون 
.
.
.
.
.
.
بگووووووو
.
.
.
بگووووو.
.
.
.
باش بابا میگم 

.
امروز رفتم مدرسه نمراتمو دیدم
خیلی عالی بودن انتظارشو نداشتم 
خب شما امتحاناتو چکار کردین؟؟؟

اوه
اوه
اوه 
امتحاناتو وللش کنکورو بچسبین اونو چکار کردین ؟؟ 
ولی خودمونیم امسال چه سخت سوالات طرح شده بودن ؟مگه نه؟
من که کنکورو زیاد خوب ندادم ولی به خدا امید دارم 
ایشاالله همه مون قبولیم همون رشته ای که میخواییم
حالا باید من بشینم واس کنکور فنی حرفه ای بخونم
شما خیالتون راحت شد از درس
و مشقی برین خوش باشین ولی کوفتتون
بشه 
من گریبوک نشستم درس میخونم


خب من رشته کامپیوترو ثبت نام کردم ولی یه مشکلی دارم 
چون کاردانش بودم کتابامون با فنی حرفه ایا فرق داشتن
الانم باید در به در دنبال کتابا باشم
کسیو هم نمیشناسم کتاباشو بگیرم




دعا کنین کتاب گیر بیارم

.
.
خب من برم دنبال کتاب
.
.
راستی راستی فرا رسیدن ماه مبارک رمضانو بهتون تبریک میگم .....
ئه به منم تبریک گفتین فداتون مرسی

خب دیگه برم زیاد وراجی کردم

همتون به خدا میسپارم
تا سلامی دوباره خدا یار و نگه دارتان
خداااااحافظ
سلام
خوبین خوشین؟چ خبرا؟
ممنون از نظراتون کلی خوشحالم کردین
"طرح شرمنده کردن بعضی از دوستان"البته بعضیها""
ببخش نمیتونم زود به زود بیام اپ کنم ...
جمعه هم که کنکوره زیاد سرم تو کتاب نبوده شبا که
از ترسش خوابم نمیبره
گفتم این یه هفته اخریو بشینم بخونم یه
رشته ای قبول شم که جلو ملت آبروم نره
"نمیرم که هر رشته ای"
از کامپیوتر اومدم تجربی به
امید رشته مامایی هر جوری مونده میرم مامایی "ان شاءالله"
از شما هم انتظار دارم واسم دعا کنید قربونتون
کم اومدنمو جبران میکنم ....
پس پیش به سوی موفقیت
خداحافظ
عاشق یکی شدم ک نبایدمیشدم....
یکی ک بالا برم پایین بیام ،
مال من نمیشه....
نه این ک خدا نخوادا...
نه.. خودش نخواست ک بشه...
عاشق کسی شدم ک شاید
باهاش زیر بارون قدم نزدم....
واسم شعرای عاشقونه نخونده...
بهم نگفته تو دنیای منی.،
بدون تو میمیرم....
مثل فیلما داد نزده ک دیووونه...
من عاشقتم....
ولی خوب تونست بدون
همه این چیزا عاشقم کنه......
عاشق یکی شدم ک دیگه باید
با رویاش بسازم .....
این بار از سرنوشت گله ندارم...
تقصیر اون که نیست...
من اشتباهی عاشق شدم...
عاشق کسی شدم ک میدونم اونم
شاید به فکرم باشه ......
ولی فکر ک چیزی نیست...
مهم دله ک نخواست با من باشه...
عاشق یکی شدم ک الان
دلم بد هواشو کرده...
اینجاست ک
باور دارم
" آشق" باید با " آ "
باکلاه نوشته بشه ....
چون همیشه سرش کلاه میره....
ولی با همه این حرفا بازم
دوسش دارم ولی
"بی هدف"...
ببین خیلی حرف تلخ توی دله پُرمه فقط یه
همراه دارم اونم تلفنمه که اونم به امید
این بود که تورو بشنوم الان داری میگی ضربه
رو به غرورش زدم، آره زدی خیلی بدم زدی
دمت گرم ایول، راستی الان کجایی نکنه سرت
گرمه هیکلو لباسته که حالا اون خوشش بیاد
ازم نشنیده بگیر ولی اون دورش زیاده امثال
تو، من میخواستم تورو جلو همه سربلند کنم
تو کاری کردی نمیتونم سر بلند کنم نمیخواستم
واسه غریبه ها بذارم حرف، بگو چی بگم بهشون
بگم چه راحت رفت؟ بعضی وقتا خیره میشم به
گوشه ی اتاقو به خودم میام میبینم که سه
ساعت رفت، تا اون صحنه دردناک که شنیدم
از تو با اون غریبه ی نامرد بی تعصب،
چطور تونستی که با اون غریبه تبانی کنی
آخه چطور تونستی که منو روانی کنی چطور
این گناهو توی خودت هضم کردی لعنتی تو
حتی دست اونم لمس کردی دیگه نیست اونکه
همه جوره وایسته پات اون که براش مهم بود
تموم خواسته هات هه … نیست اونی که روراسته
بات دیگه نیست اونکه جون میگرفت با صدات
دیگه نیست اون که وایسته پات اون که براش
مهم بود تموم خواسته هات اون که عمل میکرد
به هر حرفی که میزد... نه … من دیگه نیستم...
حاضر نبودم که از کسی نظر بگیرم فک میکردم
که میخوان تورو ازم بگیرن همه رهام کردنو
گفتن خودت به وقتش بفهم اون بهت خیانت کرده
تنم خیس شد از عرقه سرد عجب سرنوشی خدا
برام ورقه زد این همه وفادار بودم آخرم به
این شکل رفتی باورم نمیشه، حدس میزدم که
حرفای تو دروغ باشه ولی نمیخواستم یه موقع
روم تو روت وا شه هنوز پشت شیشه خیره ام به
افق های دور سهم من از روزگار فقط غروباشه
باشه من از این شهر دراند دشت بی رحم میرم
از آدمای بی رحمو بی درک سیرم تو میخواستی
این دردمو تو دل بذاری دیگه از غریبه داشته
باشم چه انتظاری باشه تو بردی فک نکنی اهل
جبران و یا انتقامم خودم باید دقت میکردم
تو انتخابم نه … من دیگه نیستم