شاید نامش باشد فرسایش...

 آن چیزی که کم کم انسان را فرا می گیرد

و فکر و روح آدمی را زخمی می کند

و انسان را برای  ادامه ...

به جای آنکه انگیزه باشد. ...

غل می شود و  زنجیری می شود آویزان ...

تا  به جای آنکه هدف ها،

انگیزه پرواز باشند ،

خستگی حاصل می کنند

و  سنگینیی می شوند افزون بر جان آدمی، 

و فرسوده می کنند تک تک سلول هایی که

از حضور در تنی غرورآفرین افتخار می کردند...

انگاه که انگیزه ی تو از حجم یک عمل کمتر است ...

آن زمان که انرژی تو برای اتمام یک کار دیگر یاری نمی کند

و فاصله زمانی ی بین هدف گزاری

تا رسیدن به هدف بیش از ظرفیت مورد انتظار تو باشد...




تاريخ : شنبه 29 اسفند 1394 ا 19:59 نويسنده : asmai76 ا ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By violetSkin :.