♡ منے دل پتے چمان واب ندارے♡
♡خدا وت زانت منے گردن پتے خاطره شاهرگ ندارے♡
♡شتے دورے دوست منے سینگ کبابنت♡
♡منے دل پریاد کنت شپو روچ ترا یاد کنت
♔يك روز♔
★او هم ★
♚معنای"بی محلی" را ميفهمد♚
◆بگذار اكنون ◆
♜با "هم محلی هايش" خوش باشد ...!♜
سےکن لوتہ برہ
بـــــــ☜☜ــــــــــــــــــره
♂ﺩﻳﮕـﮧْ ﻫـِﮯ ﺯﺭ جہ تن چین
ﮐـﮧْ وتے ﻣـُـﻮﺁﻇـبہِ ،↗↗✘ ↖↖✔ﺧـﻮﺷﺒَﺨﺖ ﺑِھہ
ﻭ ﺍﻳـے چرﺕ ﻭ ﭘــِــــﺮتا
وقتے شوته دیگہ ایےش بتہ ربطی ندارن
☜انووووون هررررررررری ツ✘
: ایے شہرتا ایرنگن مردمانہ پادھ توارن کہ
همیرنگ کہ تا چوکن تے طناب دارآ هوم گوپئن
مردمی کہ صآدقآنہ دورگہ جنن
و خآلصآنہ بہ تہ خیانت کنن
ایے شہرتا هر چیے تهناتر بهہ گیترن
: من
لاے
کتآب
زندگیے
مآنتون!!!
هما صفحه بد خط و تآل
تبو نام چیے هنتہ
هان نام:
عشقن ت
✍ مـیـگــُفـتــۍ هـُنــر مـیـبـاره.....
↻ از هـــَر انـگـــُشـتـِتـــ...➣➣
√ ایـنـَم یـہ هـُنــَرِ رۅ تـَنــِشـــِ ...
↻ اثــَر انـگــُشـتــِتـــــ...¿¿¿➣➣
از امروز تصمیم دارم خود حقیقیمو نشون بدم
می خوام نشون بدم منو دست کم نگیرند
یه چیزی ته دلم میگه می تونم
یه جمله ای هست که بهش ایمان دارم
(برای موفقیت از مرز خستگی گذشت)
امروز از دستای پینه بسته ی
بابام و از چشمای مامانم خجالت کشیدم
نامردم اگر امسال خوش حالشون نکنم
ای خدا کمکم کن من که
دارم طرفت میام تو هم بیا
میدونم که دوسم داری
خب منم دوست دارم ولی گاهی اوقات .....
خدایا قول میدم کمتر نافرمانی کنم
.......
دیگه هیچی
دیشب نشسته بودم یهو بابام صدام زد
و گفت بدو زود بیا منم سریع رفتم
دیدم یه سری پرنده هستن
به اسم مرغ آمین
بابام میگه هر چی از خدا
یخوای اینا میگن آمین و برآورده میشه
بابام گفت بگو خدایا
کنکورمو خوب بدم
اون وقت بود که خجالت کشیدم
از این که بابام بیشتر
از من به فکر کنکورمه
از امشب به بعد عاشقانه
درس می خونم تا باعث سربلندیت بشم بابا
پدرم تو نمونه ای
التماس دعا
الان دارم فیزیک می خونم
بعد از این که تو آزمون شرکت کردم انگیزم بیشتر شده
واسه ی درس خوندن امیدوارم بتونم
مایه ی سربلندی پدر و مادرم باشم
امیدوارم یه روز که مهندس شدم و سر به
این وبلاگ زدم حسرت نخورم و خوش حال باشم
از مو قعیتی که دارم
خدایا همت و امگیزه ی بیشتر بده خدایا
من سر قرارام باهات هستم فقط دستمو بگیر
الهیییییی آمین
امشب
دلم
گرفته
...یعنی چی؟
دلم مگه میگیره؟
آره بعضی وقتا دل آدم طوری میگره
و هوای حوصله آدم طوری ابری میشه که
آفتاب به این گندگیم نمیتونه
روشنش کنه و ابرارو بزنه کنار!
وقتی دل میگیره یه آهنگ غمگین میزاری و
همه قرض و قوله هات
همه بی وفاییا همه بدیا
دونه دونه یادت می افته یه آه
از ته اون دل گرفتت میکشی و
یه نگاه میندازی به گوشیت...
نه خبری نیس از هیشکی و هیچی
چشات و آروم میبندی و بازم فکر میکنی ...
به چی مثل من به گذشتت یا
فردات یا الانی که دلت گرفته؟
بعضی وقتا این دلتنگیم خوبه یاد
چیزایی می افتی که فراموششون کردی
مثه خودت! آره شده یه بار دلتنگ
خودت بشی دلت واسه خودت تنگ بشه
هوای خودتو بکنی یکم خودتو مهربون تر
بکنی و به این دوستات
بیشتر محبت کنی
یا نه حتما باید دلت واسه عشقت تنگ
بشه تا بگی آخ که
چقدر دلم گرفته!!!
کلک داری به اونی که
دوسش داری فک میکنی؟
الان کجاست؟ داره چیکار میکنه؟
دلش گرفته؟
اصلا منو یادشه...
خیلی بده نه یکی و بخوای
اونم از ته قلبت از اون ته
تهش ولی اون انگار نه انگار
دوس داری الان باهاش تو یه جاده خلوت
باشی قدم بزنی و دستشو
محکم بگیری تو دستات
آروم آروم آروم تو گوشش بگی دوسش داری.
خوشبحالت شد نه؟؟؟
یا دوس داری مثه من بشینی
و چشات و بدوزی به پنجره
سرد اتاقت و باریدن برف یا
بارون و نگا کنی...
بدون صدا...
آروم و نرم ...
چشماتو ببندی و بخوابی
از چند روز پیش عملیات رمضان شروع شده ،
نبرد انسان با نفس ،
و مثل آن روزها شعار همیشگی؛ جنگ جنگ تا پیروزی ست ...
و قصد خداوند پیروزی توست در نبردی که برایت آسانش کرده ،
پیروزی بر دشمنی تشنه و گرسنه
پس بر تو باد ظفر ، در جهادی اکبر
رمضان مبارک
منبع یکـ گیله مرد
