
یـــک نقطـــــه . . .![]()
یــک عــــالمـه بغض . . .![]()
یــک دنیـــا حــرف . . .![]()
یـــک دلِ شکـــستـــه . . .![]()
و بــی نـــهایت خــــاطره . . .![]()
کــــافیست بـــرایِ جـــوان مـــرگ شدن . . .
کلبه منو عشقم

چیپسی خواهم خرید
بالنی خواهم ساخت
دور خواهم شد از این خاک غریب... :|
69966999999996699999999699666666699666669999966666996666666996 69966999999999999999996669966666996666996666699666996666666996 69966699999999999999966666996669966669966666669966996666666996 69966666999999999999666666669996666669966666669966996666666996 69966666669999999966666666669996666666996666699666699666669966 69966666666699996666666666669996666666669999966666669999999666
همه ی شماره های بالا را با موس انتخاب کنید
بعدش ctrl+f را بزنید
بعدش 9 را بفشارید
و در اخر ctrl+enter را بزنید
چی شُــــــد؟؟؟؟!!!!!!
تو نَــظراتـ بگیِــنـ چیـ شُــد!

دستت را روی قلبم نگه دار
میسوزی …
حسرت خیلی چیزها به دلم مانده
بلوچی لحجه سراوانی
دستته سر قلبو بناد
سوچه...
حسرت گیشتر چیزا سر دلو منت

.....................................الله مده چین درد........................................
..................................
.............
.....
...
..
.

قدیما شبا تو بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمردیم
ودلمون به وسعت یه آسمون بود.
این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اطاقمون و
گرفتاریامون رو می شمریم!
قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی،
این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خاکستری!
قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد راحت می پریدیم و
زنگ همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز می زدیم و
کلی باهاش می خندیدیم,
این روز ها اگه همزمان در واحد اونا باز شه بر میگردیم
تا که مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم!
قدیما از هر فرصتی استفاده می کردیم که با دوستان و فامیل
ارتباط داشته باشیم چه با نامه چه کارت و چه حضوری.
این روزها با "اسمارت فونامون" هم ارتباط با هم نداریم!!!
قدیما خیلی چیزا کم بود و دلمون گنده بود، این روزها
خیلی چیزا هست ولی از دل، کوک خبری نیست!!!
قدیما تو قدیما موند...
کاشکی با پیشرفت امروز، حالمون پس نمی رفت،

Never made it as a wise man
هیچ وقت مث یه مرد دانا ساخته نشد
I couldn’t cut it as a poor man stealing
هیچ وقت نتونستم ببرمش مث یه پیر مرد ک دزدی داره میکنه
Tired of living like a blind man
خسته شدم از زندگی کردن مث یه مرد کور
I’m sick of sight without a sense of feeling…
دیگه خسته شدم از نگاه هایی ک بدون احساس هستند
This is how you remind me
این شکلی هست ک به یادم میاری
This is how you remind me
این طولی هست به یادم میاری
Of what I really am
ک چه ادمی هستم
It’s not like you to say sorry
بهت نمیاد ک بگی متاسفم …
I was waiting on a different story
من منتظر یه داستان دیگه ای بودم
This time I’m mistaken
اما این بار اشنباه کردم
For handing you a heart worth breaking
برای اینکه قلبی رو بهت دادم ک ارزش شکستن داشت
And I’ve been wrong, I’ve been down
و من در اشتباه بودم ، و سقوط کردم
Been to the bottom of every bottle
ته همه ی بطری ها بودم
These five words in my head
این پنج حروف توی سرمه …
Scream, “Are we having fun yet?”
فریااااااد ” هنوز واسه خودت خوشحالی ؟ ”
Are we having fun yet?
هنوز سرگرمی داریم ؟
It’s not like you didn’t know that
اصلا بهت نمیاد ک اینو ندونی
I said I love you and I swear I still do
من گفته بودم عاشقتم و هنوزم قسم میخورم دوست دارم
And it must have been so bad
و این باید خعلی بد بوده باشه
‘Cause living with me must have damn near killed you
چون زندگی کردن کنار من باید تا حد مرگ اذیتت کرده باشه
This is how you remind me
این شکلی هست ک به یادم میاری
This is how you remind me
این طولی هست به یادم میاری
Of what I really am
ک چه ادمی هستم
It’s not like you to say sorry
بهت نمیاد ک بگی متاسفم …
I was waiting on a different story
من منتظر یه داستان دیگه ای بودم
This time I’m mistaken
اما این بار اشنباه کردم
For handing you a heart worth breaking
برای اینکه قلبی رو بهت دادم ک ارزش شکستن داشت
And I’ve been wrong, I’ve been down
و من در اشتباه بودم ، و سقوط کردم
Been to the bottom of every bottle
ته همه ی بطری ها بودم
These five words in my head
این پنج حروف توی سرمه …
Scream, “Are we having fun yet?”
فریااااااد ” هنوز واسه خودت خوشحالی ؟ ”
This is how you remind me
این شکلی هست ک به یادم میاری
This is how you remind me
این طولی هست به یادم میاری
Of what I really am
ک چه ادمی هستم
It’s not like you to say sorry
بهت نمیاد ک بگی متاسفم …
I was waiting on a different story
من منتظر یه داستان دیگه ای بودم
This time I’m mistaken
اما این بار اشنباه کردم
For handing you a heart worth breaking
برای اینکه قلبی رو بهت دادم ک ارزش شکستن داشت
And I’ve been wrong, I’ve been down
و من در اشتباه بودم ، و سقوط کردم
Been to the bottom of every bottle
ته همه ی بطری ها بودم
These five words in my head
این پنج حروف توی سرمه …
Scream, “Are we having fun yet?”
فریااااااد ” هنوز واسه خودت خوشحالی ؟ ”
Are we having fun yet?
هنوزم داره بهمون خوش میگذره ؟

