سلام...

 

دوباره اومدم...

با خستگی هام...

با دلتنگی هام...

با بغضی که تو گلومه...

اومدم که بنویسم...

بنویسم و بنویسم برای کسی که

هنوز هم فراموشش نکردم...

با اینکه میدونم دوسم نداری...

با اینکه میدونم بهم فکر نمیکنی...

با اینکه میدونم بودن یا نبودنم

برات فرقی نداره...

با اینکه میدونم با یکی دیگه هستی...

با اینکه هزار تا چیز دیگه رو هم میدونم...

اما هنوزم عاشقتم...

هنوز دیوانه وار دوست دارم...

هنوز هر شب به یاد تو میخوابم...

هنوز از عاشقی پشیمون نشدم...

 هنوز...

من دیوونم؟

شاید...

چون فراموشت نکردم...

چون نمیخوام فراموشت کنم....

چون برام مهم نیست که ازدواج کردی...

چون هنوز مثل گذشته ها دوست دارم...

چون...دیگه دلیل نمیخواد...

معلومه که دیوونم...




تاريخ : دوشنبه 11 خرداد 1394 ا 18:38 نويسنده : asmai76 ا ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By violetSkin :.